نام کاربری:   کلمه عبور:        کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟  |  ثبت نام


یا ایها الذین آمنوا لاتتبعوا خطوات الشیطان

ای کسانی که ایمان آورده اید پای در جای پای شیطان مگذارید.


«با گامهای شیطان»


برای هر انسان آرمان طلبی که در زندگی هدفی را در پیش دارد، آشنایی با مشکلات و موانع مسیر، یکی از ضروری ترین مسائلی است که باید مورد توجه قرار گیرد. همچنین برای شیعه ای که طریق سعادت و رستگاری را با رهبری و استعانت از مولایش امام عصر(ع) می پیماید، چنین شناختی لازم به نظر میرسد.

یکی از مهمترین موانع طریق صلاح و هدایت شیطان است. لذا شیطان شناسی از وظایف اساسی شیعه بوده و در منابع اسلامی به تفضیل به آن پرداخته شده است. از نظر اسلام این نکته مهمی است که فرد دشمن آشکار خود یعنی شیطان را به حد کافی شناخته و راههای مبارزه با آن را بیاموزد و به کار گیرد تا سرانجام با استعانت از ولی معصوم زمان و توکل بر خداوند موانع را پشت سر گذاشته و به فلاح و رستگاری دست یابد.

لذا در این مقاله کوتاه موضوع شیطان شناسی را در دو مبحث جداگانه مورد بررسی قرار داده ایم در بخش اول به یاری خداوند واژه شناسی و نیز سیری در آیات و روایات مرتبط با شیطان ارائه شده و در بخش دوم به جنبه های کاربردی مسئله پرداخته و شیطان را در حوزه زندگی روزمره انسانها مورد بحث قرار می دهیم.

در همین جا از دوستان عزیز تقاضا می کنیم چنانچه به مطلب ناگفته یا تذکر لازمی برخوردند با ارائه مطالب خود در اصلاح و تکمیل بحث بکوشند.

برخی از واژه هایی که در مبحث شیطان شناسی کاربرد دارند عبارتند از:

شیطان، ابلیس، خناس، وسواس، خطوات.

در کتاب شریف قاموس قرآن تالیف سید علی اکبر قریشی شرح جالبی در زمینه هریک از این واژه ها نگاشته شده است از جمله:

شیطان:

به معنی متمرد و دور شده است این کلمه به صورت مفرد هفتاد بار و به صورت جمع هجده بار در قرآن آمده است. به عقیده برخی از لغت شناسان شیطان از «شطن» به معنی «دور شدن» و به عقیده گروهی دیگر از «شاط» به معنی «هلاک شده و شدت غضب گرفته شده» است. مولف محترم معتقد است که شیطان به معنی روح شریر و دورمانده از رحمت خدا «وصف» است نه «اسم».

ابلیس:

مراد از این کلمه در قرآن مجید، موجودی است زنده، با شعور، مکلف، نامرئی، فریبکار... که از امر خدا سرپیچی کرد و رانده شد و مستحق عذاب و لعن گردید. اهل لغت راجع به این که این واژه عربی و قابل صرف شدن است یا خیر، اختلاف نظر دارند. این کلمه یازده بار در قرآن بکار رفته است.

ریشه لغوی ابلیس، بلس، ابلاس به معنی یأس و نا امیدی می باشد. راغب گوید ابلاس اندوهی است که از شدت سختی ناشی می شود و نیز احتمال داده اند بواسطه مأیوس شدن از رحمت خدا به شیطان، ابلیس هم گفته اند.

خناس:

از ریشه خنس به معنی کنار رفتن، واپس ماندن، پنهان شدن آمده و شیطان را به این جهت خناس می گویند که هنگام یاد خدا کنار می رود و پنهان می گردد. در قرآن کریم -در آیه قل اعوذ برب الناس، من شر الوسواس الخناس- خناس به معنی بسیار نهان و صفتی برای وسوسه آمده است.

وسواس:

وسوسه به معنی حدیث نفس و کلامی که در باطن گفته می شود خواه از شیطان خواه از خود انسان می باشد از مجمع نقل شده وسوسه با صدای آهسته به سوی چیزی خواندن است وسوسه افکار باطلی که منشاء کار حرام بوده و گاه از طرف جن و شیاطین و گاه از جانب مردم به افراد القاء می شود و فقط در صورت پناه بردن به خدا از شر آن می توان مصون ماند.

خطوات:

جمع خطوه به معنی فاصله میان دوپا هنگام راه رفتن و خطوه به معنی «یکدفعه گام برداشتن» است. تابع شدن به خطوات شیطان پیروی از او و پا گذاشتن در جای پای اوست و مراد تبعیت از وساوس و دغدغه های او می باشد. این واژه در قرآن کریم پنج بار تکرار شده است.


شیطان کیست و از چه جنسی می باشد؟

بنابر روایات نام اصلی شیطان «حارث» یا «عزازیل» بوده است و چون از رحمت خدا نا امید شد به او «ابلیس» گفتند و همانطور که در قرآن کریم نیز آمده شیطان از نوع جن بوده است. (او از جن بود و فرمان پروردگارش را نافرمانی نمود) سوره کهف،آیه ۵۰


چرا خداوند چنین موجود اغواگری را آفرید و به او اجازه داد بندگانش را گمراه سازد؟

خداوند ابلیس را نیز همچون دیگر مخلوقات مختار خود از روی لطف آفرید و به او اجازه داد از نعمت حیات بهره مند شده و در مسیر تکامل و تعالی قرار گیرد. لیکن او از اختیار خود استفاده نادرست نموده و آن را در جهت طغیان و نافرمانی از دستورات خداوند به کار گرفت و در این صفت با بسیاری از انسانها مانند فرعون و هامون و بنی امیه و... مشابهت پیدا کرد.

در منابع اسلامی راجع به زندگی ابلیس چنین آمده که او سالیان دراز در صف ملائکه و همراه با آنان مشغول عبادت خدا بوده و مقامات بالایی را نیز کسب کرده بود لیکن سرانجام روزی نوبت به امتحان رسید، در کتاب قاموس قرآن از سوره اعراف نقل می کند که خداوند فرمود:

ای بشر ما شما را اندازه گرفته و صورت دادیم. سپس به ملائکه گفتیم به آدم سجده کنید. ملائکه سجده کردند مگر ابلیس که از ساجدان نبود. خداوند پرسید: ای ابلیس چه مانع شد تو را که سجده نکردی گفت من از او بهترم که مرا از آتش مخصوص آفریده ای ولی او را از گل مخصوص.

خداوند فرمود: از آنجا فرو شو تو را نرسد که در اینجا بزرگی کنی برون شو که تو از حقیران هستی. گفت: مرا تا روزی که از تو زنده می شوند مهلت بده. فرمود: تو از مهلت داده شدگانی. او گفت: پروردگارا در قبال این که مرا به فساد انداختی برای کمین آنها در راه راست تو خواهم نشست سپس از جلو و پشت سرشان و از راست و چپ بسوی آنها خواهم آمد طوری که بیشتر آنها را بنده شکرگزار نخواهی یافت.

این نکته نیز در روایات آمده که خداوند از این جهت ملائکه را به سجده آدم امر نمود که او حامل انوار محمد (ص)بود علت اصلی تمرد و نافرمانی ابلیس و آنچه او را به سمت عصیانگری سوق داد در روایات اینگونه تبین شده است امام صادق(ع) فرمودند:

«اول کسی که قیاس نمود شیطان بود. او تکبر کرد و آن اولین معصیتی بود که در نافرمانی خدا به جای آورده شد(تفسیر جامع)

همانگونه که از روایت در می یابیم شیطان با وجود عبادات زیاد حقیقت عبودیت را که همان تسلیم امر خدا شدن است در نیافته بود. لذا ابتدا به گمان باطل خود چنین پنداشت که آتش از خاک بالاتر است و به این ترتیب به مقایسه بی حاصلی پرداخته و نتیجه گرفت که خودش از حضرت آدم(ع) برتر است و او استحقاق سجده را ندارد.

در ادامه روایت آمده شیطان به پروردگار گفت:

خدایا مرا از سجده به آدم معاف نما در عوض تو را چنان پرستش خواهم کرد که هیچ فرشته مقرب و پیامبری تو را اینگونه عبادت نکرده باشد.

خداوند فرمود: مرا به پرستش کردن تو نیازی نیست من می خواستم تو مرا با اطاعت در امرم ستایش کنی لیکن تو امتناع ورزیدی اینک از ساحت قدس ما بیرون رو که مطرود پیشگاه ما هستی و لعنت من تا روز قیامت بر تو باد.

شیطان گفت: خدایا تو عادلی و ستم روا نمی داری پس پاداش اطاعت و عبادت چندین ساله ام چه خواهد شد؟

خداوند فرمود: برای مزد اعمالت هرچه در دنیا آرزو داری درخواست نما.

اولین درخواست شیطان این بود که تا روز موعود زنده بماند. خداوند این درخواست او را پذیزفت.

دومین درخواست او تسلط بر آدم بوده آن هم مانند جریان گردش خون در رگها. خداوند این خواهش شیطان را نیز قبول فرمود لیکن او این بار درخواست کرد که خدایا در مقابل هر فرزندی که به آدم می دهی دو فرزند به من عطا کن به طوری که من فرزندان آدم را ببینم ولی آنها مرا مشاهده نکنند. من به هر صورتی که بخواهم جلوه گر شوم...

سپس شیطان گفت به عزت و جلالت قسم تمام فرزندان آدم را مگر بندگان خاص و خالص را گمراه نمایم و از چپ و راست و جلو و عقب نزد آنها رفته و آنان را فریب دهم تا آنجا که بیشتر آنها را به نافرمانیت وادار ساخته و به کفر بکشانم...(تفسیر جامع)

به هرحال شیطان با مهلتی که از خداوند گرفت خیالش از بابت مرگ راحت شد لذا خود را برای جنگ اساسی با آدم و فرزندانش آماده کرد. او سپاهیانش را آراست و با سلاح وسوسه به میدان آمد.

شیطان اولین نقشه خود را برای فریب آدم و همسرش باموفقیت اجرا نمود و در نتیجه باعث اخراج آنان از بهشت گردید و همچنان تا به امروز به اغواگری خود ادامه میدهد.

دامنه حیله ها و وسوسه های شیطان بی حد و حصر است و در قرآن کریم به برخی از آنها اشاره شده است، از جمله:

او تابعین خود را به فحشا و منکر امر میکند (آیه ۲۰نور)

او به شما وعده فقر میدهد(بقره ۲۶۸)

در دل دوست داران و افراد تحت ولایتش ایجاد ترس میکند(آل عمران ۱۷۵)

منوی اصلی

ذره بین

این غضب، شراره ای است شیطانی که در دل آدمیزاد شعله ور می شود، و چون کسی از شما خشمگین شود، چشمانش سرخ شود و رگ های گردنش ورم کند و شیطان در وجودش درآید.
پس هرگاه کسی از شما از این حالت خویش بترسد، به زمین بچسبد، زیرا وسوسه ی شیطان در آن هنگام از او دور شود.

اصول کافی، ج۳، ص۴۱۵
امام باقر(ع)