نام کاربری:   کلمه عبور:        کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟  |  ثبت نام

شیطان در کمین شاکرین


قرآن کریم از قول ابلیس چنین نقل می کند:

«ثم لاتینّهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم و لا تجدوا اکثرهم شاکرین» (اعراف/۱۷)

من آن گاه از پیش رو و پشت سر و از طرف راست و چپ آن ها می آیم و تو اکثر آنان را شاکر نخواهی یافت.


واقعا چرا ابلیس چنین برنامه ریزی دقیق و سرمایه گذاری عظیمی برای بازداشتن مردم از «شکر» تدارک می بیند؟!

بی شک این هدف گیری و تمرکز ابلیس، ما را به میزان و درجه ی اهمیّت شکر دلالت می کند.

به علاوه خداوند حکیم نیز در کتاب خود به مسأله ی «شکر» پرداخته و حتی جایگاه آن را در مقابل کفر قرار داده است. از جمله آنجا که می فرماید:

«مرا شکر گویید و کفر نورزید» (بقره/۱۵۲)

«اگر شکر گویید، برایتان می افزایم و اگر کفر ورزید، همانا عذاب من شدید خواهد بود(ابراهیم/۷)

همانگونه که مشاهده می کنیم در این آیات شکر در یک کفه ی ترازو و کفر در کفه ی مقابل قرار گرفته است و این بدین معنی است که اجتناب از شکر معدل کفر خواهد بود و این مقایسه می تواند دلیل دیگری بر اهمیّت «شکر» باشد.

میزان اهمیت و عظمت «شکر»، ما را بر آن می دارد که نسبت به شناخت آن توجه بیشتری نشان دهیم.

قرآن کریم در حدود ۸۰ مورد از مشتقات واژه ی «شکر» را به کار گرفته است و نسبت به مسائل مختلفی تذکر داده است. از جمله این که:

- خداوند صراحتا به شکر کردن امر نموده و از کفران نهی می کند:

«مرا شکر گویید و کفران نورزید (بقره/۱۵۲)

- اعلان می کند که شکر بندگان برای خدا نفعی نداشته و صرفا خودشان از آن سود می برند:

«هرکس که شکر گوید برای خود شکر گفته و هرکس کفران ورزد پس یقینا پروردگار من بی نیاز و کریم است (نمل/۲۴)

- مادامی که بندگان شکرگزار باشند، خداوند ایشان را عذاب نمی نماید:

«خداوند به عذاب شما اقدام نمی کند مادامی که شکر ورزیده و ایمان بیاورید» (نساء/۱۴۷)

- خداوند در مقابل شکر بندگان به آن ها پاداش عطا می فرماید:

«و خداوند شاکران را پاداش می دهند(آل عمران/۱۴۴)

- خداوند شکر را وسیله ی امتحان بندگان قرار داده و آنان را به این می آزماید که شاکرند یا کافر:

«مرا می آزماید تا ببیند شکر گزارم یا کافر» (نمل/۴۰)

- از ویژگی های بندگان برگزیده ی خداوند شاکر بودن آن هاست:

«همانا او(نوح)بنده ی شاکر خدا بود» (اسراء/۳)

- اکثر بندگان خداوند نسبت به این تکلیف الهی کوتاهی نموده و شاکر نیستند و یا به بیان دیگر شاکران در اقلیت قرار دارند:

«ولکن اکثر مردم شکر گزار نمی باشند» (بقره/۲۴۳)

«اندک هستند شکر گزاران» (اعراف/۱۰)

-خداوند تعالی خود از شاکران بوده و از سعی و تلاش بندگان شکر گزاری می نماید:

«و همانا خداوند شاکر و داناست» (نساء/۱۴۷)

«همانا سعی آنان مورد شکر گزاری قرار گرفته است (اسراء/۱۹)


علاوه بر قرآن کریم، احادیث و روایات نیز برای شکر و شاکر بودن اهمیت ویژه ای قایل شده اند. از جمله این که:

امام صادق(ع) می فرماید:

«اگر نزد خداوند برای بندگان خالص عبادتی برتر و با فضیلت تر از شکر در همه حال وجود می داشت، آن را بر زبان شان جاری می ساخت، لکن از آن جا که برتر از این لفظ وجود نداشت، از جمیع خلق، اینان را به این امر اختصاص داده و فرموده است: از بندگان من تنها گروه اندکی سپاس گزارند(بحار ۷۱: ۵۳،ح۸۲)

بنابر این روایت نه تنها خداوند «شکر» را عبادت و عبودیت خود قرار داده بلکه چنان ارزشی برایش قایل گردیده که بندگان خالص خود را به این عبادت مخصوص داشته است.

آیا حقیقت شکر چیست؟! و چه سرّی در آن است که شیطان این دشمن دانای آدمیان را بر آن داشته تا همه ی امکانات و سرمایه های خود را برای ممانعت مردم از آن به کار گرفته و اکثر ایشان را از شکر گزاردن و شاکر بودن باز دارد؟!

وقتی که به معنای این واژه توجه می کنیم در می یابیم که شکر در لغت عبارت است از: ثناگویی، یادآوری، اعتراف و تعظیم در مقابل نعمت.

به بیان دیگر «شکر» واکنش و پاسخ مطلوب و مثبت انسان در قبال نعمت هایی است که خداوند به او بخشیده.

از قضا قرآن کریم در مورد نعمت نیز بسیار سخن گفته است. از جمله این که:

- در مواردی به شکر نعمت توجه داده و می فرماید:

«نعمت های خداوند را شکر گویید (نحل/۱۱۴)

- خداوند برای آشکار کردن و به زبان آوردن نعمت، اهمیت بسیار قایل گردیده:

«یادکنید از آن نعمتی که به شما عطا کردم» (بقره/۴۰)

- خداوند بندگانی که به آن ها نعمت داده شده را به عنوان برگزیده و شاخص معرفی می نماید:

«راه کسانی که به آن ها نعمت دادیم» (حمد/۷)

- قدردانی از نعمت و شکر گفتن در مقابل عطاهای پروردگار، جایگاه رفیعی و حساسی دارد که جز به استعانت و کمک گرفتن از خداوند، شکر آن ممکن نیست:

«پروردگارا به من توفیق عطا فرما که نعمت تو را شکر گویم» (نمل/۱۹)

- خداوند اصل و قانون مهمی را در ارتباط با نعمت اعلان فرموده: مادامی که انسان ها و جوامع بشری قدردان نعمت های عطا شده ی خداوند باشند و آن را کفران نکنند، پروردگار نیز تغییری در آن ایجاد نکرده و سلب نعمت نمی نماید:

«همانا خداوند نعمتی را که به قومی عطا فرموده تغییر نمی دهد مگر آن زمان که روش خود راتغییر دهند (انفال/۵۳)

- خداوند ناسپاسان نعمت و پایمال کنندگان آن را به شدت نکوهش نموده و به ایشان وعده ی عذاب می دهد:

«هرکس نعمتی که به او بخشیده به کفر مبدل سازد، پس همانا عذاب پروردگار بسیار سخت است (بقره/۲۱)

- پروردگار نعمت های خویش را نام برده و اهمیت آن ها را متذکر می گردد:

«پس نعمت پروردگارت را بازگو نما» (ضحی/۱۱)

«اگر بخواهید نعمت های بی حد و حصر خدا را شماره کنید، به شماره درنمی آید» (نحل/۱۸)

- پروردگار انکار کنندگان نعمت را هم ردیف کافران قرار داده و می فرماید:

«کسانی که پس از شناخت و معرفت پیدا کردن به نعمت ها، آن ها را انکار می کنند، اکثر آن ها کافر می باشند(نحل/۸۳)


دیدیم که پروردگار در قرآن کریم از نعمت ها و داد و دهش های خود فراوان یاد نموده و با شرح و توصیف، آن ها را نزد بندگان نمایانده و در معرض دقت و توجه افراد قرار داده است. این اصل مهم ما را بر آن می دارد که در مصادیق نعمت، دقت ویژه ای نموده و در جستجوی مورد شاخصی باشیم، نعمتی که نزد خداوند از جایگاه بس رفیع برخوردار بوده و در واقع برترین نعمت او به حساب می آید.

مراجعه به آیات و روایات این نعمت شاخص را به ما معرفی می نماید. از جمله این که:

امام باقر(ع) می فرماید:

«به خدا سوگند، ما نعمت خدا هستیم که خداوند به بندگان خود بخشیده و به وسیله ی ما به فوز می رسد هرکس که استحقاق آن را داشته باشد

(بحار ۲۴: باب ۲۹)

امام باقر(ع) از ابوحنیفه پرسیدند:

«در آیه ی (ثم لتسئلنّ یومئذ عن النّعیم)(تکاثر/۸) در آن روز از نعمت ها سؤال می شود. منظور از نعیم چیست؟

او پاسخ داد: قوتی که شامل غذا و آب سرد باشد.

امام فرمود: هنگامی که در قیامت خداوند تو را در مقابل خود می ایستاند تا آن که از آن چه خورده ای و نوشیده ای سوال نماید، در این صورت توقف تو بسیار طول خواهد کشید

او گفت: فدایت شوم! پس نعمت کدام است.

امام فرمود: ما اهل بیت آن نعمتی هستیم که بوسیله ی ما بندگان خدا باهم انس و الفت می گیرند و اختلافشان برطرف می شود. و به وسیله ی ما بعد از آن که با یکدیگر دشمن بودند، با هم برادر می شوند. و به واسطه ی ما آن ها را به اسلام دلالت نمودند و این همان نعمتی است که قطع نمی شود و خداوند از حق منعمی که به وسیله اش به مردم نعمت بخشیده، می پرسد. که همانا ایشان، پیامبر و عترت او می باشند. (بحار۲۴: باب ۲۹)


و امام صادق(ع) در روایتی مشابه فرمودند:

«... همانا خداوند عزّ و جل از بندگان راجع به نعمت هایی که به آن ها تفضل فرموده (اطعمه و اشربه) نمی پرسد و به خاطر این ها بر ای شان منّت نمی گذارد، چرا که منت گذاشتن بخاطر این چیزها از مخلوقین قبیح به نظر می رسد، پس چگونه به خالق نسبت می دهید چیزی را که از مخلوق نمی پسندید. در واقع منظور از نعیم، محبت ما اهل بیت و موالات ماست. این آن چیزی است که خداوند بعد از توحید و نبوت از آن سوال می کند... .» (بحار ۲۴: باب ۲۹)


روایاتی مویّد این بحث بسیار می باشد. به عنوان نمونه علامه ی مجلسی(ره) در باب ۲۹ جلد ۲۴ بحارالانوار حدود ۵۴ مورد از آن را جمع آوری نموده است.

لذا این نعمت «ولایت» است که «شکر» و قدرشناسی در قبال آن بر بشر واجب گردیده و ادای حق آن بهشت و سعادت ابدی را به وی ارزانی می دارد. و نیز ساده انگاشتن، کنار نهادن و پایمال کردنش، کفران و ناسپاسی تلقّی گشته و آتش دوزخ و شقاوت ابدی را به همراه می آورد.

این همان نعمتی است که مورد توجّه نگاه تیزبین شیطان رجیم قرار دارد و وی را بر آن داشته که با جدّیت عزم خود را جزم نموده تا تمام همّت خود را در مسیر مبارزه با آن به کار گیرد کما اینکه در آیه ی پیش آمده بود:

«قال فبما اغویتنی لاقعدنّ لهم صراطک المستقیم» (اعراف/۱۶)

پروردگارا به خاطر آن که مرا فریب دادی ، هرآیینه بر سر صراط مستقیم تو خواهم نشست.

در این آیه نیز شیطان تهدید کرده بود که بر سر صراط مستقیم خداوند خواهد نشست و اما این که «صراط مستقیم» چه مفهومی دارد نکته ای است که روایت و احادیث آن را تفسیر و تبیین نموده اند. از جمله این که:

از امام صادق(ع) سوال شد:

«صراط مستقیم یعنی چه؟! فرمودند: وجود مقدس امیرالمومنین علی(ع).»

(بحار ۲۴: باب ۲۳)

امام باقر(ع) فرمودند:

«صراط علی بن ابی طالب و ائمه از فرزندان فاطمه(س) می باشند... .»

(بحار ۲۴: باب ۲۳)

برای مطالعه بیشتر در این زمینه به مقاله «صراط مستقیم» رجوع کنید.

به این ترتیب درمی یابیم که «صراط و نعمت» در مکتب اهل بیت(ع) هر دو دارای یک مفهوم واحد بوده و از این لحاظ بر یکدیگر منطبق می باشند. به بیان دیگر آن نعمتی که شیطان به ممانعت و بستن راهش تهدید نموده بود همان گوهر «ولایت» است.

و شیطان چه زیرکانه بر سر منحصر به فردترین شاهراه سعادت و چشمه ی آب حیات انسان ها آن گونه که خود شرح داده می نشیند:

«آن گاه من از پیش رو و پشت سر و طرف راست و چپ آن ها می آیم و تو اکثر ایشان را شاکر نخواهی یافت(اعراف/۱۷)

در شرح این فراز از آیه ی کریمه از امام باقر(ع) روایت گردیده که:

«منظور از "پیش روی آن ها” این است که امر آخرت را در نزدشان سهل و آسان و پیش پا افتاده جلوه می دهد. منظور از "پشت سرشان” این است که آن ها را به جمع اموال و ثروت سرگرم می کند تا حقوق شرعیه ی واجب را نپرداخته و مال را برای ورثه باقی گذارد. و "از سمت راست شان” یعنی فاسد نمودن دین از طریق زینت دادن گناهان و گمراه ساختن افراد به وسیله ی القاء شک و شبهات و غرض "از سمت چپ شان” علاقه مند کردن آن ها به لذت ها و غلبه ی شهوات و هواهای نفسانی بر ایشان می باشد (تفسیر جامع ۲: ۴۸۵)

به عبارت دیگر این دشمن حیله گر تمامی شیوه های ممکن را به کار می گیرد تا توجه بندگان خدا را از نعمت ولایت ائمه ی اطهار منحرف نموده و با سرگرم نمودن آن ها به لذات دنیوی و القاء شک و شبهه و نارضایتی، ایشان را از ادای حقّ این خاندان باز داشته و عملا به سوی کفر و ناسپاسی سوق می دهد.

حال به این ترتیب با وجود چنین دشمن آشکاری چگونه می توان با سلامت به بهشت رستگاری ره برد؟!

چگونه می توان از دام های گسترده و فریبنده اش رهایی جست؟!

چگونه می توان از شاکرین بود؟!


ادامه دارد... .

منوی اصلی

ذره بین

آآگاه باشید! شیطان راه های خویش را برایتان آسان جلوه می دهد تا از او پیروی کنید.

نهج البلاغه، بخشی از خطبه ۱۳۸
حضرت امیرالمومنین علی (ع)