نام کاربری:   کلمه عبور:        کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟  |  ثبت نام

دامی برای عیسی بن مریم (ع)


ابلیس پس از آن که به سبب تمرد و نافرمانی از درگاه الهی رانده گشت برآن شد که تا می تواند بنی آدم را بفریبد و آنان را مانند خود از آستان رحمت خداوند دور ساخته و با خود به دوزخ بکشاند، او برای اجرای نقشه های خویش حتی به سراغ انبیاء و پیغمبران پیشین به جز پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) رفته و به طمع فریبشان، به اغواگری پرداخته است. مضمون گفتگوی این دشمن ملعون با فرستادگان الهی در روایات و احادیث اهل بیت (ع) ذکر گردیده که مسلما مطالعه آنها آموزنده و عبرت انگیز خواهد بود.



از جمله پیامبرانی که ابلیس به سراغ ایشان رفته عیسی بن مریم (ع) می باشد، شرح این دیدارها در روایت چنین آمده است:

چون سى سال از عمر عیسى (ع)گذشت خدا او را بر بنى اسرائیل مبعوث کرد ابلیس به فکر فریب وی افتاد و با خود گفت عیسی بن مریم بدون پدر آفریده شده و خدا به او اذن زنده کردن مردگان و معجزات دیگر بخشیده، اینها همه بهانه خوبی است که او را وسوسه نمایم تا ادعای خدایی نموده و به خاطر این عصیان مورد خشم خدا قرار گرفته و مستحق دوزخ شود.

پس روزی به این قصد به سمت بیت المقدس حرکت کرد و در گردنه افیق عیسی بن مریم را ملاقات نمود و به او گفت: اى عیسى آیا تو همانی که از بزرگى و عظمت ربوبیت خود بدون ‏پدر آفریده شده ای؟!

او پاسخ داد: بله لیکن عظمت و بزرگى از آن کسی است که مرا آفرید و او قبلا آدم و حواء را نیز چنین آفریده بود.

ابلیس گفت: تو همانی که از شدت بزرگى و عظمت ربوبیت، در گهواره و به حال کودکى سخن گفتى؟!

فرمود : لیکن این عظمت از آن کسی است که مرا در خردى به سخن آورد در حالی که اگر می خواست می توانست مرا لال نماید.

ابلیس گفت: توئى که از شدت بزرگى و عظمت ربوبیت قادری با گل شکل پرنده ساخته و آن را به پرواز درآوری.

عیسی همچنان متواضعانه پاسخ داد: لیکن این شوکت و عزت در خور آن آفریدگاریست که هم مرا و هم همه موجودات را آفریده و به صلاح خود آنها را تحت تسخیر من قرار داده است.

ابلیس که هنوز امید داشت بتواند پیامبر خدا را گمراه سازد ظاهر ستایشگرانه ای به خود گرفت و درحالی که به علامت تواضع سر خم می کرد گفت: لیکن این تو هستی که به سبب جایگاه عظیم ربوبیت خود بیماران را شفا می بخشى.

و او پاسخ داد: چنین نیست، آن بزرگواری صاحب عظمت حقیقی است که به من اجازه داده بیمار و کور و افلیج را شفا دهم و او اگر اراده فرماید مرا نیز می تواند بیمار سازد بی آن که بتوانم مانع این کار شده و سالم بمانم.

ابلیس که به این زودی خسته نمی شد، فکری کرد و گفت: باشد با این وصف توئى که از عظمت و بزرگى ربوبیت خود مرده ‏ها را زنده می کنى.

و عیسی فرمود: نه! از قضا بزرگى از آن کسی ست که به من لطف نموده و توان بخشیده تا با به زبان آوردن نام های مقدسش مردگان را حیات دوباره بخشم و یا از نو بمیرانم. و من از خود چیزی ندارم و آن گاه که او اراده ستاندن جانم را نماید من نیز چون دیگر آفریدگان خواهم مرد.

و باز ابلیس بر هدف خود پافشاری نموده و ادامه داد که: اما این توئى که از بزرگى ربوبیت خود از سطح دریا گذر می نمایی بی آنکه از غرق شدن بیمی داشته باشی و یا حتی پایت در آب فرو رفته و خیس شود.

پیامبر خدا جواب داد که: به عکس این نشان از شکوه و بزرگی آن آفریدگاریست که دریا را زیر پایم رام و چون زمین سفت کرده حال آن که اگر بخواهد می تواند هر لحظه مرا در آن غرق نماید.

ابلیس خستگی ناپذیرانه چرخی به دور او زد و مقابلش ایستاد و با لحنی محکم و قاطعانه گفت: لیک می بینم که روزی بیاید که تو از همه آسمان ها و زمین و هر که در آنها است سر تر شده و همگان زیر پای تو باشند و تو برای همگان تدبیر امور کرده و تقسیم روزى نمائى.

عیسى که این گستاخی و عمق ادعای ابلیس لعین کافر، روحش را آزرده بود بی اختیار زمزمه کرد: سُبْحَانَ اللَّهِ مِلْ‏ءَ سَمَاوَاتِهِ وَ أَرْضِهِ وَ مِدَادَ کَلِمَاتِهِ وَ زِنَةَ عَرْشِهِ وَ رِضَى نَفْسِهِ

یعنی پاک و منزه است پروردگار به وسعت آسمان ها و زمینش و به ظرفیت کلماتش و به میزان عرش و به آن مقدار که خود راضی گردد.

ابلیس لعین با شنیدن این تسبیح و تقدیس عیسی(ع) نسبت به خداوند، بر خود لرزید زیرا که می دید همه وسوسه هایش خدشه ای در نیت و ایمان وی وارد نیاورده است، پس بی خود از خود و پریشان رفت و رفت تا به دریا افتاد تا شاید به خنکای آب آتش حقد و کین و سوزش حسد را در سینه خویش تسکین بخشد … .

آن روز شیطان در گمراه نمودن عیسی مسیح (ع) و ترغیب وی به ادعای خداوندگاری شکست خورد لیکن همانگونه که می دانیم به زودی به سراغ امت وی رفته و القای این باور که عیسی پسر و خود خداوند است اکثر آنان را به ضلالت کشید... .

(برگرفته از :مجلس چهل و هشتم‏ امالى شیخ صدوق-ترجمه کمره‏ اى/ص 204)


آری شیطان این دشمن غدار و قوی آدمیان این گونه بر گمراهی او کمر همت بسته که حتی از فریفتن مردان خدا و پیام آوران آستان او از جمله عیسی بن مریم نیز نمی گذرد بلکه پیش روی ایشان نیز دام گستری نموده و همه تلاش خود را برای به کفر کشیدنشان به کار برده و در هر شرایطی شانس خود را برای هلاکت آنان امتحان می نماید، با این وصف دیگر چه جای غفلت است بی شک باید حضور شیطان را در زندگی جدی گرفته و از شر وسوسه های پایان ناپذیرش به پناهگاه مطمئن -امام زمان (عج)- پناه برده و با استعانت از آن حجت خدا حیله های شیطان رجیم را نقش بر آب سازیم.

منوی اصلی

ذره بین

هیچ چیز بر ابلیس و لشکریانش دشوارتر نیست از این که برادران ایمانی با یکدیگر دیدار کنند و همانا دو مومن با یکدیگر دیدار می نمایند، پس خداوند را یاد کنند و سپس فضائل ما را یادآوری نمایند، در این حال گوشت سالمی بر صورت ابلیس باقی نمی ماند، تا جایی که روح پلیدش به التماس می افتد از فرط آن که درد می کشد، پس فرشتگان آسمان و خزانه داران بهشت متوجه می شوند و او را لعنت می کنند تا این که هیچ فرشته ی مقربی باقی نمی ماند مگر این که او را لعنت کند. پس زبون و حسرت زده و رانده شده می گردد.

مکیال المکارم/ج۲/ص۲۳۴
امام موسی کاظم (ع)