نام کاربری:   کلمه عبور:        کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟  |  ثبت نام

صبحگاهان پیش از آن که هوای خواب از سرت پریده و نسیم بامدادی هوشیارت کند، هیاهویی از اعماق ذهنت به گوش می رسد. گویی قطار خطورات را می بینی که به ضمیرت هجوم می آورند و تو لوکوموتیوران آن –ابلیس-  را از این فاصله تشخیص می دهی که قیافه ی مضحکی به خود گرفته و با پوزخند موزیانه ای نگاهت می کند... .
لوکوموتیو شیطانی با همه ی واگن هایش به تو نزدیک می شود ...در یکی از واگن ها شیطانک ها -این دستیاران ابلیس- ابرهای تیره ای در دست دارند که از اتفاقات تلخ و ناخوشایند گذشته بارور شده اند، کافیست در این واگن را باز کنی تا انبوهی از این خاطرات که با نَفَس شیطانی پررنگ و اغراق آمیز شده اند را بر سر رویت بیفشانند و به این ترتیب تمام روز و هفته ات را از اندوه و کسالت پرکنند.
واگن دیگری هم هست که خیالات و تصورات جنسی و صحنه های شنیع اخلاقی درآن انباشته شده که اگر درهمان خواب و بیدار صبح نگاهی به داخل بیفکنی، توهمات و رویاپردازی های محرک به درونت هجوم آورده وهمه مخیله ات را اشغال می کنند!
و اما واگن بعدی به خشم و برافروختگی مربوط می شود، این که دائم آماده ی پرخاش باشی و با هر حرفی که می شنوی و هرنکته ی نا خوشایندی که مشاهده می کنی، از کوره در رفته و با کلمات تند و نامناسب به مردم شلیک کنی.
تنبلی و کسالت هم برای خودش واگنی دارد؛ امروز اصلا سر حوصله نیستی، شاید ناخودآگاه درون آن سرک کشیده ای... و شیطانک ها گرد عصاره تنبلی در تو دمیده اند که حالا سراغ هرچه که می روی دست و دلت به کار نمی روند و رهایش می کنی و می روی... می خواهی زودتر روزت به شب برسد تا از این وضعیت رها شوی.
امروز و فردا کردن و بعدا بعدا گفتن! حالا چه عجله ایه وقت زیاده... فرصت ها بسیار... فردا نشد، پس فردا،روزهای خدا بی شمارند...، این هم از آثار هوای مسموم یکی دیگر از واگن هاست... .
وسواس فکری، عجله و بی صبری، موسیقی، عادت ها و اعتیادها و... در واگن های بعدی... .
به محض این که دری از این درها را بازکنی تا چند صباحی اسیر دام شیطان خواهی ماند. بدین ترتیب : تو زندگی نمی کنی، یعنی این زندگی تو نیست بلکه شیطان است که برای تو، فکر و اندیشه ات، سرگرمی ساخته است. خواهی نخواهی به آنچه او دوست دارد می اندیشی و عمل می کنی... .
البته می تواند چنین نباشد چون تو اکنون از حیله ی شیطان و تخدیری که بر روان تو دارد با خبر شده ای و نیرنگ او دیگر برتو کارگر نیست.
بعد از این ذهنت آزاد راه و جولانگاه دستیاران وشیطانک های او نخواهد ماند.

قوای فکریت را برای اندیشیدن به او و تلاش کردن برای جلب رضایش نیازداری. توفضای اندیشه ات را برای محبوبت، -امام زمان عج- پاکیزه کرده ای، زین پس هر بامداد با یاد و شوق او بر می خیزی، لوکوموتیو شیطان را پیش از آن که کاملا نزدیک شود از فکرت می رانی و با سلام به مولایت صبحی سرشار از معنویت و برکت را آغاز می نمایی؛ صبحی آکنده از شمیم مهدوی!
قال النبی ص: لو لا أن الشياطين يحومون حول قلب ابن آدم لنظر إلى الملكوت
رسول اكرم صلى اللَّه عليه و اله فرمود: اگر شياطين پيرامون دل‏هاى بنى آدم نبودند آنها ملكوت را مشاهده مى ‏كردند. (عوالي‏اللآلي ج : 4 ص : 113)

منوی اصلی

ذره بین

همانا مرد غضب می کند و تا داخل دوزخ نشود تسکین پیدا نمی کند. پس هرکس بر مردمی خشمگین شد، اگر ایستاده بود فورا بنشیند تا پلیدی شیطان از او دور شود و اگر بر خویشاوندش غضب کند، باید نزدیک او رود و بدنش را مس کند، زیرا خویشاوند هرگاه مس شود آرامش یابد.

کافی، ج۳، ص۴۱۲
امام باقر(ع)