نام کاربری:   کلمه عبور:        کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟  |  ثبت نام

بهترین پناهگاه 15


اللهم احلل ما عقد، و افتق ما رتق، و افسخ ما دبر، و ثبطه إذا عزم، و انقض ما أبرم.

بار خدايا، در هر كار كه شيطان گره افكند گرهگشايى كن، و هر در را كه بر بندد تو باز كن، و هر تدبير كه كند گسسته گردان، و هر آهنگ كه كند بر هم زن، و هر رشته كه محكم بر تابد پنبه نماى.

 

در این بخش از دعای گرانسنگ، پنج فعل به شیطان نسبت داده شده که از  خداوند برطرف کردن آن را  در خواست می کنیم .

ابتدا لازم است این افعال را از نظر لغوی مورد بررسی قرار دهیم:

 

احلل ما عقد 

عقد: بستن. گره زدن «عقد الحبل‏ عقدا: شده» راغب گفته: عقد جمع كردن اطراف شى‏ء است، در اجسام صلبه بكار ميرود مثل بستن ريسمان ... و در معانى بطور استعاره آيد مثل عقد بيع و عهد و غيره.

(قاموس قرآن، ج‏5، ص: 25)

 

 

اینجا  فعل بستن و گره انداختن به شیطان نسبت داده شده  در مقابل فعل واحلل از خداوند طلب گردیده است. گفته شده:

اصل- حَلّ‏- باز كردن گره است و از اين معنى سخن خداى عزّ و جلّ اتخاذ شده كه: (وَ احْلُلْ‏ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي‏- 27/ طور) (كه استعاره براى باز شدن زبان از لكنت و گره در سخن گفتن است). 

(ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، ج‏1، ص: 531)

 

و افتق ما رتق

 الرَّتْق‏: پيوسته بودن و بهم برآمدن دو چيز چه از نظر خلقت و طبيعت يا از نظر كار و صنعت، خداى تعالى گويد: كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما-( 30/ انبياء)

يعنى: (آسمانها و زمين در آغاز آفرينش بهم پيوسته بودند، سپس آنها را آفرينشى جداگانه ساختيم و بسطشان داديم).

(ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، ج‏2، ص: 41)

فلان‏ رَاتِقٌ‏ و فَاتِقٌ فى كذا: او در آن كار هم گره زننده و هم گره‏گشا است (هم پيمان دار و هم پيمان شكن).

رتق: بستن و منظّم كردن در اقرب آمده «رَتَقَهُ‏ رَتْقاً: سَدَّهُ و أَغْلَقَهُ» گويند «رَجُلٌ‏ رَاتِقٌ‏ و فَاتِقٌ» يعنى مردى گره زن و گشاينده است‏. ( قاموس قرآن، ج‏3، ص: 51)

و اما آنچه خداوند  متقابلا انجام می دهد: افتق

الفَتْقُ‏: جدا شدن دو چيز بهم پيوسته، كه نقطه مقابل- رتق- است، در آيه گفت: أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما (30 انبياء)

أَفْتَقَ‏ القمرُ: ماه از پس ابر صبحگاهى ظاهر شد.

(ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، ج‏3، ص: 8)

 

افسخ ما دبر

و باز دبرُّ فعل شیطان است و معنی آن در کتاب لغت چنین می باشد :

دَبَّرَ- تَدْبِيراً الأمرَ: درباره‏ى آن امر چاره‏انديشى كرد، به آن كار توجه كرد و آنرا مرتب ساخت،- خِطَّةً: براى هدفى معين نقشه كشيد،- الشُّئونَ: امور را اداره كرد،- على هلاكه: براى نابودى او بسيار كوشيد،- الحديثَ: سخن را از ديگرى نقل كرد.(فرهنگ ابجدی ص 384)

افسخ :

انْفَسَخَ‏- انْفِسَاخاً [فسخ‏] العزمُ أو العقدُ: قصد يا پيمان فسخ شد.(فرهنگ ابجدى، متن، ص: 152)

 

فسخ‏- فسخا الرأي: آن رأى تباه شد،- رأي فلان: عقيده و رأى فلانى را تباه كرد،- الأمر او العقد: پيمان شكنى كرد،- الشي‏ء: آن چيز را پراكنده كرد،- العود او المفصل: چوب يا مفصل را جابجا كرد،- الثوب عنه: جامه را از او بدر آورد و بر زمين افكند.

فسخ‏- فسخا الرأي: رأى فاسد شد.

فسخ‏- تفسيخا [فسخ‏] ه: در فسخ آن چيز مبالغه كرد.(فرهنگ ابجدى، متن، ص: 664)

 

ثبطه إذا عزم

عزم از جانب شیطان

العَزْم‏ و العَزِيمَة: تصميم و پيمان قلبى بر انجام و گذراندن كار. عَزَمْتُ‏ الأمرَ: آهنگ آن كار نمودم.

عَزَمْتُ عليه: بسويش رفتم و قصدش نمودم‏. (ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، ج‏2، ص: 597 )

از سمت خدا ثبطه  را در خواست می کنی:

ثَبط: حبس. باز داشتن.

وَ لكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعاثَهُمْ‏ فَثَبَّطَهُمْ‏ ...

توبه 46: ليكن خدا خروج آنها را مكروه داشت پس از آن، بازشان داشت‏. (قاموس قرآن، ج‏1، ص: 303)

 

انقض ما أبرم

برم: إِبْرَام‏ بمعنى محكم كردن است‏ «أَمْ‏ أَبْرَمُوا أَمْراً فَإِنَّا مُبْرِمُونَ‏» زخرف: 79، يا كارى را محكم كرده‏اند، ما محكم كنندگانيم. اصل آن از محكم كردن ريسمان است با تاب دادن.( قاموس قرآن، ج‏1، ص: 190)

نقض‏: شكستن. خواه ظاهرى باشد مثل «نقض‏ العظم» يعنى استخوان را شكست و از آن ست‏ و لا تكونوا كالتي‏ نقضت‏ غزلها من بعد قوة أنكاثا نحل: 92. نباشيد مانند زنيكه رشته خويش را بعد از تابيدن شكست و پنبه كرد.(قاموس قرآن، ج‏7، ص: 105)

 

از مجموع این الفاظ و اشارات چنین دریافت می شود که شیطان در مسیر دشمنی با انسان، برای رسیدن به مقصود خود از هیچ تلاشی کوتاهی نمی کند او گاه در کار آدمی گره می افکند و گاه مشکل تراشی می کند؛ درها ی خیر وکمال را می بندد و گاه به نقشه کشیدن و تدبیر کردن می نشیند و برای اجرای نقشه هایش برنامه ریزی می کند تا آنجا که مومن درزندگی سالم و الهی و در مسیر کمال و تعالی معنوی خویش پیوسته با مشکلات و موانعی رو برو می شود که در اغلب آنها رد پا و سایه حضور شیطان را احساس می کند... .

البته در این طریق تنها خود ابلیس دست به کار نیست بلکه گاه دستیاران انسی او و مردمان شیطان صفت یا جاهلانی که آلت دست شیطان قرار گرفته اند نیز ـ با روشهای متنوع و متعدد ـ دست به کارند.

اما آیا این حیله و نیرنگ ها راه به جایی برده و اهداف شیطانی این دشمن پلید سرانجام تحقق می یابد؟!

پروردگار در کتاب حکیم خود پاسخ این سوال را داده است:  وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ‏

وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ‏: (خدا بهترين مكر كنندگان است) يعنى منصف و عادلترين مكر كنندگان است زيرا مكر آنها ظلم است و مكر او عدل و انصاف...   ( ترجمه مجمع البيان فى تفسير القرآن    ج‏4    90 )

در حدیثی از امام رضا ع نقل گردیده که در توضیح آیاتی نظیر آیه سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ‏ و آیه  اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ‏ و آیه   مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ‏ و همچنین آیه  يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ‏ فرمودند: خداى تبارك و تعالى استهزاء و ريشخند و مكر نميكند و فريب نميدهند و ليكن آن جناب عز و جل ايشان را جزاء ميدهد بجزاء سخريه و جزاء استهزاء و جزاء مكر و فريب و خدا برتر است از آنچه ستمكاران ميگويند برترى بزرگ.(اسرار توحيد / ترجمه التوحيد للصدوق، ص: 166)

در واقع  خداوند وعده  داده که مکر این دشمن را به خود او برگردانیده و با روش خودش به او ضربه بزند.

و نیز در کتاب خداوند آمده:

... إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ‏ كانَ ضَعيفاً (نساء/76)

در آيه: (إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ‏ كانَ‏ ضَعِيفاً- 76/ نساء) كيد و مكر شيطان براى كسانى ضعيف است كه از خدا پرستان و عباد اللّه هستند و چنین وعده داده شده اند: (إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ‏- 42/ حجر)

 گرچه انسان در مقابل این دشمن دیو سیرت ضعیف و ناتوان باشد و توان گریز از بندها و دام های او و ایادی و لشکریانش را نداشته باشد اما مادام که از خداوند در خواست پناه ویاری می کند و پشت او به ولی و صاحب اختیاری چون حجت معصوم گرم بوده و تمامی بستن و گره زدن ها و نقشه کشیدن های اینان باطل و پوچ خواهد ماند.

منوی اصلی

ذره بین

شیطان دهان و بینی خود را بر دل فرزند آدم نهاده است، چون متذکر خدا شود از او دور گردد و هرگاه خدا را فراموش کند دل او را مانند لقمه در دهان گیرد.

مجمع البیان، ج۵،ص۵۷۱
پیامبر اکرم(ص)